کرامت امام حسن عسگری علیه السلام
30 دی 1391 توسط صابریان
محمدبن علی بن ابراهیم می گوید: کار معاش بر ما تنگ شد. پدرم گفت: برویم محضر ابومحمد حسن عسگری، گویند آدم با سخاوتی است. گفتم: با او آشنایی داری؟ گفت: نه، او را نمی شناسم و تا به حال او را ندیده ام.
در راه که برای دیدن او می رفتیم پدرم گفت: ای کاش پان… بیشتر »